از این به بعد
محصلین پوهنتون غزنی می توانند با سایر مراکز علمی و پوهنتون های جهان ارتباط علمی
بر قرار نمایند. شبکه انترنیتی درین مرکز اخیرا افتتاح گردیده است، احمد شاه رفیقی
رئیس پوهنتون ولایت غزنی گفت که محصلین بعد از فعال شدن شبکه انترنیتی که به کمک مالی تیم بازسازی کشور پولند مستقر در
غزنی ایجاد گردیده می توانند از تجربیات مراکز علمی جهان بهره مند شوند به گفته وی
13 پایه کمپیوتر با این شبکه وصل گردیده است.
بنابر یکخبر دیگر عساکر پولندی مقبره ابوریحان البیرونی
را بازسازی می کنند به قول راز محمد تلاش سر پرست ریاست اطلاعات فرهنگ غزنی کار
اعمار و احاطه مقبره البیرونی از مدتی به این سو اغاز شده است، همچنان سنگ تهداب
یک باغ به مساحت هشت جریب زمین نیز در ولایت غزنی گذاشته شد، به نقل از خبر نگار
روزنامه ارمان ملی این باغ دارای شانزده اطاق و تا شش ماه دیگر اعمار خواهد شد، به
گفته شکریه ولی رئیس امور زنان ولایت غزنی اعمار این باغ مبلغ 8 میلیون افغانی
مصارف دارد که از بودجه انکشافی وزارت امور زنان پرداخته میشود.
+ نوشته شده توسط عبدالواسع هیله من غزنوی در Tue 24 Nov 2009 و ساعت
10 قبل از ظهر |
مصاحبه با شخصیت علمی و فرهنگی محترم احمد شاه رفیقی رییس
پوهنتون غزنی.
با ابراز سپاس از
جناب محترم احمد شاه رفیقی رییس پوهنتون غزنی که وقت تان را در اختیار ما گذاشتید.
سوال اول: لطف نموده بگویید که
پوهنتون غزنی چه وقت و در کدام سال تاسیس گردید؟
جواب : پوهنتون غزنی باثر مساعی
و خواست مردم غزنی در سال 1387 تاسیس گردید و مردم از والی و وزیر تحصیلات عالی
خواستند تا مرا به حیث بنیانگذار این پوهنتون تعیین کنند، لذا خواست مردم بر آورده
شد من افتخار بنیانگذار پوهنتون غزنی را حاصل نمودم، مردم مرا بسیار استقبال نموده
و با اوردن دسته های گل و تحایف حمایت و همکاری خود را از پوهنتون غزنی اعلان
کردند، من با دلبستگی و شوق بکار شروع کردم و پوهنتون غزنی را صاحب همه امکانات یک
پوهنتون ساختم.
سوال دوم: در پوهنتون به تعداد چند
نفر استاد و محصل مصروف تدریس و تحصیل می باشد؟
جواب: به تعداد 25 نفر استاد که
از جمله 3 نفر ماستر شامل آن می باشد، در دو پوهنخی مصروف تدریس می باشند. حدود
400 نفر محصل مصروف تحصیل بوده، محصلان ما از امکانات انترنیت و کتابخانه استفاده
می کنند، درسها منظم پیش میرود، درسها با مارکر و تخته های مخصوص و بعضا با پروجکتور
به پیش می رود و محصلان تا اندازه زیاد راضی اند.
سوال سوم: پوهنتون غزنی دارای چند
پوهنخی و چند شعبه می باشند؟
جواب: پوهنتون غزنی دارای دو
پوهنخی، تعلیم و تربیه و زراعت می باشد، که محصلین در پوهنخی تعلیم تربیه در 5
رشته جداگانه ی ریاضی، تاریخ، عربی، بیولوژی و دری مصروف آموزش می باشند، و پوهنخی
زراعت فعلایک بخش داشته و سال آینده به
دو دیپارتمنت اگریکلچر و اگرانومی تقسم می شود.
سوال چهارم: علاقمندی محصلین نسبت به
دروس چگونه است؟
جواب: علاقمندی تعدادی زیاد
محصلین به دورس شان خوب است، و همیشه به دروس حاضرند، ولی تعدادی محدودی شان حدود
10 فیصد محصلان کم علاقه هم داریم.
سوال پنجم: آیا پوهنتون از کمبود
استادان مسلکی مشکلی ندارد؟
جواب: چون پوهنتون نو تاسیس است
مشکل دارد و انشاالله تا یکی دو سال مشکلات ما کمتر شده می رود، ما استاد کیمیا،
انگلیسی، کمپیوتر و ثقافت نداریم، که استادان رشته بیولوژی کیمیا را تدریس می کنند
و استادان داوطلب ثقافت ما را درس می دهندو استادان زراعت و تعلیم و تربیه مضامین انگلیسی و کمپیوتر ما را تدریس می
کنند.
سوال ششم: پوهنتون دارای کدام
امکانات که به دروس کمک کند، می باشد؟
جواب: پوهنتون وسایل لابراتوار
تجزیه آب و خاک را دارد، محل ورزشی برای فعلا ندارد زیرا در مدت یکسال یک نهال که
غرس می شود ریشه کمتر دارد. اما به اثر سعی و تلاش رهبری پوهنتون یک کتابخانه
مجهز، اتاق کمپیوتر و انترنیت داریم و درسها گاهی ذریعه پروجکتور و لب تاپ تدریس
می شود.
سوال هفتم: آیا محصلینپوهنتون تنها از غزنی هستند یا از سایر ولایت
نیز محصل دارید؟
جواب: محصلان ما از غزنی،
ولسوالی های مربوطه و ولایات ننگرهار، لغمان، کابل، پروان، کندز، بدخشان، لوگر،
وردک و تخار می باشند، که حدود 150 نفر بدل اعاشه می گیرند.
سوال هشتم: ایا برای محصلین که از
سایر ولایات و ولسوالی ها هستند لیله وجود دارد؟
جواب: در سال1390 پلان است تا لیلیه برای محصلین ساخته شود
فعلا برای 150 نفر که محل بود باش ندارند ماهوار مبلغ 1850 افغنی پول بدل اعاشه
داده میشود.
سوال نهم: پوهنتون دارای تعمیر می
باشد یا در خانه کرائی است؟
جواب: پوهنتون غزنی فعلا در یک
تعمیر کرائی پنج منزله واقع پلان سوم موقعیت دارد، که تا یک و نیم سال آینده تعمیر
تعمیر مستقل پوهنتون اعمار خواهد گردیده و به بهره برداری سپرده می شود. اکنون کار
اعمار دیوار احاطه پنجصد جریب زمین پوهنتون غزنی آغاز گردیده تا شش ماه کار آن
تکمیل می شود. قابل ذکر است که پوهنتون غزنی سال گذشته به اثر مساعی رهبری پوهنتون
سند ملکیت زمین پوهنتون را اخذ نموده است که دستاورد بزرگی است. و 30 فیصد بلاک
های تعمیر تدریسی و لیلیه هم قبلا ساخته شده بود و اکنون کار بلاکها آغاز می شود.
جواب: تقاضا من از مقامات دولتی
ذیربط این است تا در بهبود وضع امنیتی، ساختن بلاکهای پوهنخی ها اداری و لیلیه و
کتابخانه جمنازیوم و ادیتوریم، مسجد و میدان های ورزشی سعی و تلاش همه جانبه
نمایند تا پوهنتون به صورت درست و اساسی فعالیت های خود را ادامه بدهد.
در اخیر اگر کدام
پیام داشته باشید:
امید وارم وکلا و
اشخاص غیر مسوول ما را بکار ما بگذارند و در امور اکادمیک ما مداخله بی جا نکنند و
اشخاص نالایق را بار دوش ما نسازند، زیرا ما می خواهیم کسانیکه در پوهنتون غزنی
جذب می شوند به اساس شایسته سالاری جذب شود، اینان به اساس قوم سالاری می خواهند
تعدادی از موکلان بی استعداد خود را بر ما تحمیل کنند.
+ نوشته شده توسط عبدالواسع هیله من غزنوی در Fri 13 Nov 2009 و ساعت
9 قبل از ظهر |
این قانون
در روشنی احکام مواد بیست وچهارم وپنجاه وچهارم قانون اساسی افغانستان وضع گردیده
است.
اهداف
مادۀ دوم:
اهداف این
قانون عبارت اند از:
۱- تاْمین
حقوق شرعی
وقانونی وحفظ کرامت
انسانی زن.
۲- حفظ
سلامت خانواده
و مبارزه علیه رسوم ،عرف
و عادات مغایر احکام
دین مقدس اسلام مسبب خشونت علیه زن.
۳- حمایتمجنی علیهای
خشونت (زن متضرر) یا معروض به خشونت.
۴- جلوگیری
از خشونت
علیه زن.
۵- تاْمین
آگاهی وآموزش
عامه درمورد خشونت
علیه زن.
۶- تعقیب
عدلی مرتکب جرم خشونت علیه زن.
اصطلاحات
مادۀ سوم:
اصطلاحات
آتی دراین قانون مفاهیم ذیل را افاده می نماید:
۱- زن :عبارت از اناث بالغ ونا بالغمیباشد.
۲-خشونت:
ارتکاب اعما ل مندرج مادۀ پنجم این قانون است
که موجب صدمه به
شخصیت، جسم،مال یاروان
زن می گردد.
۳- تجاوز
جنسی: ارتکاب فعل زنا یا لواط بازن بالغ توام با اجبار
واکراه یا ارتکاب آن با زن
نا بالغ و یا تجاوز بر عفت وناموس زن است.
۴- بد دادن: به شوهر دادن زن است دربدل دیت یا
صلح به ارتباط قتل ، تجاوز جنسی یا سایر احوا ل
به پیروی از رسوم،عرف و
عادات ناپسند.
۵-
تحقیر:ارتکاب اعما ل و حرکات یا استعمال الفاظ است که موجب اهانت (کوچک ساختن)
شخصیت زن گردد.
۶- تخویف:
ارتکاب اعما ل و حرکات یا استعمال الفاظ است
که موجب ایجاد رعب وترس زن گردد.
۷- آزار
واذیت: ارتكاب اعمال و حركات يا استعمال الفاظ یا به هروسیله یا به هرنحوی است که
موجب صدمه به شخصیت،جسم و روان زن گردد.
۸- انزوای
اجباری: ممانعت از
دید وبازدید زن بامحارم شرعی می باشد.
۹- تدابیر
وقایوی:اقدامات
عملی است که به منظور امحای عوامل خشونت وجلوگیری
از وقوع آن اتخاذ
می گردد.
۱۰- تدابیر حمایتی: اقدامات عملی است کـه به
منظور حمایت از مجنی علیها (متضررخشونت) اتخاذ می گردد.
منع
خشونت
مادۀ
چهارم:
خشونت جرم
بوده، هیچ کس حق ندارد در محل سکونت ،ادارۀ دولتی یا غیر دولتی،
مؤسسات، محلات عامه، وسایط نقلیه یا سایر محلات، مرتکب آن گردد، درصورت ارتکاب
مطابق احکام این قانون مجازات می گردد.
موارد
خشونت
مادۀ پنجم:
ارتکاب
اعـمال ذیل علیه زن ، خشونت شناختهمیشود:
۱- تجاوز
جنسی.
۲- مجبور
نمودن به فحشاء.
۳- ضبط
وثبت هویت
مجنی علیها ونشر آن به
نحویکه به شخصیت وی
صدمه برساند.
۴- آتش زدن
یااستعمال مواد کیمیاوی،زهری ویا سایر مواد ضررناک.
۵-
مجبورنمودن به خود سوزی یا خود کشی و یا استعمال مواد زهری یاسایر مواد ضررناک.
۶- مجروح
یامعلول نمودن.
۷- لت
وکوب.
۸- خرید وفروش به منظور یابهانۀ ازدواج.
۹- بد
دادن.
۱۰- نکاح
اجباری.
۱۱- ممانعت
از حق ازدواج ویا حق انتخاب زوج .
۱۲- نکاح قبل ازاکما ل سن قانونی.
۱۳- دشنام
، تحقیر و تخویف.
۱۴- آزار و
اذیت.
۱۵- انزوای
اجباری.
۱۶- اجبار
زن به اعتیادبه مواد مخدر.
۱۷- منع
تصرف در
ارث.
۱۸- منع
تصرف اموا ل
شخصی.
۱۹-ممانعت
از حق تعلیم،
تحصیل، کار و دسترسی
به خدمات صحی.
۲۰- کار
اجباری.
۲۱- ازدواج
با بیش از
یک زن بدون رعایت
حکم مندرج مادۀ (۸۶)
قانون مدنی.
۲۲- نفی
قرابت.
حقوق
مجنی علیها
مادۀ ششم:
مجنی
علیهای خشونت دارای حقوق ذیل می باشد:
۱- تعقیب
عدلی مرتکب خشونت مطابق احکام قانون.
۲- دسترسی
به مرکز حمایوی یا خانۀ امن یا سایر محلات مصؤن به موافقۀ وی.
۳- دسترسی به
خدمات صحی عاجل طور رایگان.
۴-داشتن وکیل مدافع یا مساعد حقوقی.
۵-جبران
خسارۀ ناشی از عمل جرمی.
۶- محرمیت
موضوع نسبتی .
۷- سایر
حقوقکه در
اسناد تقنینی پیشبینی گردیده
است.
مراجعه
به ادارات
مادۀ هفتم:
(۱)مجنی علیهاى خشونت، خود یا اقارب وی می توانند
به ادارات پولیس و حقوق ، محاکم یاسایرمراجع ذیربط طور کتبی شکایت نمایند.
(۲) ادارات
مندرج فقرۀ(۱) این ماده مکلفاند، شکایت
واصله
را ثبت ومطابق احکام
قانون آنرا رسیدگی نموده و
وزارت امور زنان را طورکتبی مطلع سازند.
(۳) وزارت
امور زنان مکلف
است بعد از کسب اطلاع کتبی یا شکایت مستقیم مجنی علیهای خشونت یا اقاربش جهت
تاْمین ارتباط با مجنی علیهای خشونت تدابیر لازم را
اتخاذ وعملی نماید.
(۴)
څارنوالی ومحکمه مکلف اند،قضیۀ خشونت را دراولویت قرار داده و به اسرع وقت رسیدگی
نمایند.
(۵)
مسئولین مراجع مندرج فقرۀ (۱) این ماده مکلف اند،حین رسیدگی شکایت واصله،
طرزالعمل سلوک خاص را
که بدین منظور از طرف
کمیسیون منع خشونت وضع میشود، رعایت نمایند.
برای نسخه کامل این قانون به سایت وزارت عدلیه رفته قانون شماره 989 را باز نماید.
www.moj.gov.af
+ نوشته شده توسط عبدالواسع هیله من غزنوی در Tue 13 Oct 2009 و ساعت
6 قبل از ظهر |
پس از سال ها
انتظار و ارائه درخواست ثبت جهانی نوروز به سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد
- یونسکو - سرانجام هشتم ماه میزان مهمترین جشن باستانی آریایان به ثبت جهانی رسید.
درخواست ثبت نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی تقاضای مشترک کشورهای
ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه بود.
این روز در کشور های افغانستان، ایران و
تاجکستان به صورت رسمی همه ساله تجلیل می شود و این روز رخصتی عمومی است.
ثبت جهانی نوروز با نمایندگی ۷ کشور از کشورهای برگزار کننده این مراسم و مدیریت
ایران در ابوظبی پایتخت امارات متحده عربیانجام شد. اما در این میان جای دو کشور
مهم برگزار کننده نوروز یعنی افغانستان و تاجیکستان خالی بود.
بر اساس گزارش ها افغانستان به تازگی به کنوانسیون میراث ناملموس جهانی
ملحق شده و نتوانسته خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند اما به عنوان یکی
از مهمترین کشورهای برگزار کننده نوروز سهم قابل ملاحظه ای در جهانی شدن این جشن
دارد.
نوروز همواره عید سال نو در افغانستان بوده اما در دوره اشغال این کشور
توسط ارتش سرخ و سپس تسلط طالبان بر این کشور، برگزاری آن با مشکلات و محدودیت
هایی همراه بوده است.
با این همه اهتمام جهانی به مسائل افغانستان و همچنین توجه به آئین و
رسوم این کشور پس از سقوط طالبان باعث شد که برگزاری نوروز هم در این کشور مورد
توجه جهانی قرار گیرد و شناخت تازه ای از این جشن باستانی به دست دهد.
در عین حال دیگر کشور فارسی زبان منطقه یعنی تاجیکستان هم به دلیل این
که عضو کنوانسیون میراث ناملموس جهانی یونسکو نیست، از حضور در این پرونده
بازمانده است.
به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی و کسب استقلال کشورهای عضو آن تجلیل از
جشن نوروز بجز تاجیکستان در کشورهای دیگر آسیای میانه، یعنی ازبکستان، قرقیزستان،
قزاقستان و ترکمنستان نیز جایگاه خاصی را کسب کرده است.
هرچند نوروز جشن ملی مردم آریایی محسوب می شود، ولی در طول تاریخ تجلیل
این جشن در میان مردم ترک زبان منطقه آسیای مرکزی، یعنی ازبکها، قرقیزها، قزاقها و
ترکمنها نیز رایج بوده است.
از جمله کشورهایی که در ثبت جهانی نوروز همکاری کرده اند ازبکستان است
که جمعیت زیادی از این کشور از جمله در سمرقند و بخارا به زبان فارسی صحبت می کنند
و دارای پیوند های قوی و مشترک فرهنگی با کشورهای منطقه از جمله ایران است.
به اعتقاد پژوهشگران، قلمروی که هم اکنون مردم آسیای مرکزی در آن به سر
می برند، در گذشته مکان اصلی سکونت مردم آریایی بوده و این امر موجب گسترش چشمگیر
سنت ها و آیین های نوروزی در میان مردم این منطقه شده است.
در آن سوی آسیای مرکزی و قفقاز یعنی در کشور های ترکیه و عراق هم
کردهای این دو کشور نیز نوروز را جشن بزرگ خود می دانند و آن را گرامی می دارند.
هم اکنون بزرگداشت نوروز در کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان در
سطح دولتی صورت می گیرد و فرارسیدن آن با تعطیلی عمومی همراه است. دست کم بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در
جهان هر ساله در آغاز بهار نوروز را جشن می گیرند و و مراسم مربوط به آن را برگزار
می کنند.
در سال های اخیر برگزاری نوروز جنبه جهانی تری به خود گرفته و برخی از
شهرهای اروپایی نیز آن را به رسمیت شناخته اند اما در جالب توجه ترین آنها سفره
هفت سین در کاخ سفید و پیام نوروزی رئیس جمهوری امریکا است که چند سالی است نوروز
را به طور رسمی شادباش می گوید و از برگزاری آن در آمریکا که به تنوع فرهنگی این
کشور کمک می کند، مباهات می کند.
+ نوشته شده توسط عبدالواسع هیله من غزنوی در Tue 6 Oct 2009 و ساعت
10 قبل از ظهر |
بعد از مدت بسیار طولانی قانون جنجال بر انگیز رسانه های همگانی در جریده رسمی وزارت عدلیه جهموری افغانستان چاپ شد.
این قانون که مدت زیاد غایب بود بعد از ملاحظات ستره محکمه به چاپ رسیده است.
متن ملاحظه ستره محکمه :
قرار قضائي نمبر (6) مؤرخ 26/1/1388 شوراي عالي ستره محکمۀ جمهوري اسلامي افغانستان
شوراي عالي ستره محکمه درمورد کسب راي اعتماد رئيس راديو تلويزيون ملي از ولسي جرگه ، قرار ذيل را صادر نمود :
کسب راي اعتماد ذواتيکه بايد از ولسي جرگه تائيد گردد درمتن قانون اساسي به صراحت تسجيل گرديده که عبارتند از:
1- وزراء ،لوي څارنوال ، رئيس بانک مرکزي ، رئيس امنيت ملي و رئيس سره مياشت حسب حکم فقرۀ (11) مادۀ (64) .
2- رئيس و اعضاي ستره محکمه حسب فقرۀ (12) مادۀ (64) .
3-اعضاي کميسيون مستقل نظارت برتطبيق قانون اساسي حسب حکم مادۀ (157) قانون اساسي.
طوريکه ديده مي شود شرط تائيد تعيين ذوات فوق الذکر توسط ولسي جرگه طبق مواد فوق الذکر قانون اساسي امر منصوصي بوده هرگونه ايزاد برآن به معني تعديل قانون اساسي که صرفاً از صلاحيت لويه جرگه مي باشد محسوب مي گردد.
براي معلومات بيشتر بايد علاوه نمود که درتمام نسخه هاي مسوده هاي قانون اساسي قبل ازتدوير لويه جرگه فقرۀ (11) مادۀ (64) به اين متن تسجيل گرديده بود :
تعيين وزرا و لوي څارنوال به تائيد ولسي جرگه وعزل و قبول استعفاي آنها .
مراجعه شودبه ضميمه نمبر(1).
وايزاد: رئيس بانک مرکزي ، رئيس امنيت ملي و رئيس سره مياشت در فقرۀ مذکور توسط لويه جرگه در نسخه (7) جدي علاوه و منظور گرديده.
مراجعه شود به ضميمه نمبر (2) .
لذا هرگونه ايزاد ديگر درفقرۀ متذکره بجزاينکه ازطرف لويه جرگه اعمال گردد مجاز نمي باشد .
بناءً شوراي عالي ستره محکمه شرط تائيد تعيين رئيس راديو تلويزيون ملي را توسط ولسي جرگه خلاف قانون اساسي حکم مي کند .
قانون رسانه هاي همگانى
فصل اول
احکام عمومي
مبني
مادۀاول:
اين قانون با در نظر داشت اصول و احکام دين مبين اسلام و به تأسي از حکم مادۀسي و چهارم قانون اساسي و رعايت مادۀ نزدهم اعلاميه جهاني حقوق بشر، به منظور تأمين حق آزادي فکر و بيان و تنظيم فعاليت رسانه هاي همگاني در کشور وضع گرديده است.
هدف
مادۀدوم:
اهداف اين قانون عبارت اند از:
۱- حمايت و تضمين حق آزادي فکر و بيان.
2- حمايت از حقوق ژورناليستان و تأمين شرايط فعاليت آزاد رسانه ها.
3- ترويج و انکشاف رسانه هاي همگاني، آزاد، مستقل و کثرت گرا.
4- فراهم نمودن زمينه هاي مناسب براي اظهار فکر و احساس اتباع کشور و انعکاس حقايق به طور عادلانه توسط گفتار، نوشته، رسم ، تصوير، ثبت روي نوار، تمثيل، حرکت و ساير پديده هاي علمي ، ادبي، هنري و طبع و نشر.
5- رعايت اصل آزادي بيان و رسانه هاي همگاني مسجل در اعلاميۀ جهاني حقوق بشر با رعايت اصول و احکام دين مقدس اسلام.
6- کمک به منظور رشد سالم رسانه هاي همگاني به نحوي که بتوانند وسايل مؤثر نشر اخبار صحيح، اطلاعات، آموزش، تربيت و شگوفايي علم و ثقافت در کشور بوده، نظريات مردم را مطابق با معيارها، اصول و ارزشهاي ژورناليستي ( صداقت، بي طرفي و توازن) انعکاس دهد.
اصطلاحات
مادۀ سوم:
اصطلاحات آتي در اين قانون داراي مفاهيم ذيل مي باشد:
۱- رسانه:وسيلۀ انتـقال پيام، معلومات و اطلاعات با استفاده از وسايل آتي مي باشد:
- رسانۀ برقي: راديو، تلويزيون، شبکه کيبلي وانترنت .
- رسانۀ چاپي: روزنامه، جريده (هفته نامه ، نشريۀ پانزده روزه، ماهنامه، گاهنامه، فصل نامه، سالنامه، پوستر و خبرنامه ).
2 - رسانۀ همگاني در اين قانون به انواع ذيل تقسيم مي گردد:
- رسانۀ عامه : رسانه اي است که متعلق به عامه مردم بوده، از طريق دولت ، نشر اعلانات وعرضۀ خدمات تمويل مي گردد.
- رسانۀ خصوصي: رسانه اي است که متعلق به اشخاص حقيقي، سازمانهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بوده و از طرف آنها تجهيز و تمويل مي گردد.
3-ژورناليست:شخص حرفوي و مسلکي است که از طريق رسانه ها موادو محتواي نشراتي را تهيه و عرضه مي نمايد.
4- مطبعه: دستگاه اقتصادي و تخنيکي است که خدمات چاپي را انجام مي دهد.
5- طابع: شخص حقيقي يا حکمي است که به اساس ملکيت يا نمايندگي مالک ، متصدي امور مطبعه مي باشد.
6- ناشر: شخص حقيقي يا حکمي است که اجازۀ طبع و نشر آثار غير موقوت را دارا مي باشد.
7- نشر:عمليه انتقال پيام و خبر از طريق رسانه هاي همگاني است .
8- مؤسسه توليد فلم: نهادي است که در پرتو اساسنامه و اهداف خويش فلم هاي مستند و سينمايي و عکس و سلايد را توليد مي کند.
9- مؤسسۀ نشراتي: شخصيت حکمي است که به اساساساسنامه تأسيس و نشرات رسانه هاي برقي، چاپي موقوت و غير موقوت را مطابق به اهدافش نشر و پخش مي نمايد.
10- نهاد آموزشي ژورناليزم: نهادي است که به صورت کوتاه مدت يا دراز مدت به آموزش مسلکي ژورناليزم مي پردازد.
11- دارالترجمه: مؤسسۀ حکمياست که طبق اساسنامه حق دارد مطالب و مضاميني را از زباني به زبان ديگر ترجمه کند.
12- آژانس خبر رساني:شخصيت حکمي است که در عرصۀ ارتباطات، جمع آوري و رسانيدن اطلاعات فعاليت مي نمايد.
13- شرکت تبليغات و اعلانات:
شخصيت حکمي تجارتي است که مطابق اساسنامه به تبليغات و اعلانات مي پردازد.
14- حق نسخه برداري (کاپي رايت):داشتن حق مالکيت معنوي و امتياز انتشارات ثبت شده است که در مطابقت با معيارهاي قبول شده توسط قانون جداگانه تنظيم مي شود.
15- صاحب امتياز:شخص حقيقي يا حکمي است که به تأسيس و تدوير رسانه هاي برقي، چاپي، نهاد آموزش ژورناليزم، مطبعه، مؤسسۀ نشراتي، دارالترجمه، آژانس خبر رساني، مؤسسۀ توليد فلم و شرکت تبليغات و اعلانات مي پردازد.
16- مدير مسئول: شخصي است که طوربالفعل مسئوليت امورنشراتي مربوط بهوسايل مندرج جزء (15) اين ماده را به عهده دارد.
17- راديو: وسيلۀ ارتباط و اطلاع رساني همگاني سمعي است.
18- تلويزيون: وسيلۀ ارتباط واطلاع رساني همگاني سمعي و بصري است.
19- شبکۀ کيبلي: رسانۀ همگاني سمعي و بصري است که برنامه هاياطلاعاتي، تعليمي، تربيتي، فرهنگي و تفريحي ملي و بين المللي را براي مشترکين عرضه مي کند.
20- اعلانات: عرضۀ نوعي خدمات سمعي و بصري براي اشخاص حقيقي يا حکمي است که در رسانه هاي همگاني برقي و چاپي در بدل پول يا خدمات متقابل آن انجام مي شود.
21- اعانه : اجراي هر نوع کمکتوسط اشخاص حقيقي ياحکمي است که به منظورتقويت معنوي يا مادي رسانه هاي همگاني انجام ميابد.
+ نوشته شده توسط عبدالواسع هیله من غزنوی در Tue 29 Sep 2009 و ساعت
1 بعد از ظهر |
درباره وبلاگ
وبلاک صلح جهانی یک وبلاک فرهنگی و معلوماتی بوده و کوششی است در برقراری صلح جهانی تا مردم مظلوم این کره خاکی از چنگال خون خوران جهانی رهایی یابد.
من عبدالواسع هیله من فرزند عبدالباقی هیله من غزنوی متولد سال 1358 ولایت باستانی غزنی تعلیمات ابتدایی خود را در کابل و دوره لیسه را در کشور پاکستان تمام نموده ام فارغ فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون کابل در سال 1382 میباشم. بعد از فارغات شامل کار در یکی از موسسات داخلی در بخش تعلیم و تربیه گردیدم و مدت سه سال را در ولایات پروان و بلخ مصدر خدمت هموطنان خود بودم به تعقیب آن در کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی وظیفه دولتی اختیار نمودم بنابر مشکلات اقتصادی وظیفه دولتی را رها نموده شامل کار در یکی از موسسات بین المللی در بخش حقوقی و عدلی گردیدم.
I am Abdul Wasay Hilaman I born in Ghazni province of Afghanistan in 1979 I had my primary education in Kabul and secondary and high school in Peshawar Pakistan. I graduated form faculty of Law and Political science of Kabul University in end of 2003. Now I am working as a legal consultant with ministry of Justice in Kabul Afghanistan.